ابراهيمبن محمدبن دقماق صارمالدين حنفي مصري. گفته ميشود دقماق، مشتق از نام تركي تخماق است. تاريخ تولد و وفاتش محقق نيست؛ در سال 1390/ 1391 م مردي سالخورده بود؛ احتمالاً در محرم 810 ه ق درگذشت.
در سال 1382م/784 ه ق و پس از آن در مصر ميزيست و احتمالاً با دربار مماليك برجي ارتباط داشت.
وقايع سالانهٴ مصر اسلامي را تا سال 1377م/779 ه ق در دوازده جلد در سال 1382م/ 784 ه ق به اتمام رساند، كه
نزهةالاٴنام في تاريخ اﻹسلام نام دارد. همچنانكه از نامش پيداست، كتاب تاريخ اسلام است، ولي منحصراً بهمصر اختصاص دارد. سلطان برقوق (نخستين مملوك برجي 1382ـ1398م/784ـ801 ه ق) بهاو فرمان داد تاريخ سلاطين مصر بهنام
الجوهر الثمين في سِيَرالخلفاء و السلاطين را بنويسد، كه بعداً ذيل آن از سال 1402ـ1500م/ 805ـ905 ه ق نوشته شد.
وي در صدد برآمد كتاب مفصلي در باب ده شهر مهم اسلام بنويسد، بهنام كتاب الانتصار لواسطات عقد الامصار ، ولي اين منظور كاملاً تحقق نيافت، يا بخشي از آن از ميان رفته است و تنها گزارش دو شهر مصري اسكندريه و قاهره را در دست داريم، بهنام كتاب
الدُرّة المُضيئة في فضل مصر و الاسكندريه.
وي دو مجموعهٴ شرححالي تأليف كرد، يكي دربارهٴ متصوفه (گم شده) و ديگري دربارهٴ فقها و قاضيان حنفي، به نام
نظمالجُمان فيطبقات اٴصحاب إمامنا النُعمان. اين كتاب در سه جلد است و با شرح حال ابوحنيفه نعمان (هشتمـ 1)، موٴسس مذهب حنفي، آغاز ميشود. گفته ميشود موٴلف بهخاطر تعصبات ضدشافعياش مدتي گرفتار و زنداني شد.
از دو كتاب ديگر او هم ميتوان ذكري كرد، كتابي بسيار مفصل بهنام ترجمانالزمان في تراجم الاٴعيان
و كتابي در خوابگزاري بهنام فرائد الفوائد.
محمدبن احمد عيني (1360ـ1451م/ 761ـ855 ه ق) مورخ شامي، و ابنحجر عسقلاني(1372ـ1449م/ 773ـ853 ه ق) مورخ فلسطيني، تاريخ ابن دقماق را مورد استفاده قرار دادند.
در مورد برخي مسائل مصر، مآخذ ابندقماق ظاهراً بهتر از مال مَقريزي است.
ابن شِحْنه
ابوالوليد محمدبن شحنهٴ حنبلي، مورخ و درسنامهنويس شامي (1348ـ1412م/749ـ815 ه ق).
قاضي القضات حنبلي حلب و دمشق. در سال 1391م/793 ه ق با برقوق و در سال1410م/813 ه ق با ناصر سلطان مملوكي درگير شد؛ ولي بعدها حمايت ناصر را بهدست آورد